امیر قاضی پور:
" تس " يعني نام معصوميت
قائم روی فرش
تمام خوبی ها با یک نردبان ساده
تو را نوشتن روی شعر
مثل نوشتن شعر
معصومیت و تباهی
مثل " تس " در فیلم پولانسکی
اذان های نا به هنگام یک زن
مثل نوشتن یک شعر

گفتگوی شعری
امیر قاضی پور:
" تس " يعني نام معصوميت
قائم روی فرش
تمام خوبی ها با یک نردبان ساده
تو را نوشتن روی شعر
مثل نوشتن شعر
معصومیت و تباهی
مثل " تس " در فیلم پولانسکی
اذان های نا به هنگام یک زن
مثل نوشتن یک شعر

از این که می نویسیم
حاشیه بر کتاب «عقب مانده» و «علی سطوتی قلعه»
¥
آیا او نمی داند که میوه ی درخت های دور بوده است؟
او چیده است. و روی میز پراکنده گشته است؟
میوه ی درخت های هزار چهره
به شماره ها فکر می کنم گاهی که از یاد می برم صورت تو را
ترس از فرو پاشی
ریزش عشقه بر گردنی دراز
این جا که بازار مس گرها ست
و من فکر می کنم. اگر چند هزار سال پیش به دنیا می آمدم؛ در آن زمان که کرمان کویر نبود؛ سبز بود و دریاچه داشت و . . . . باز من عطش کوه هایش را داشتم و شمارش درخت های سپیدار.
میوه به هسته های خود باز می گردد
شاید شمارش انهدام نطفه های زیرزمینی
مادران کهنسال، مادران همیشه کهنسال، تا ابد کهنسال
مادران از ابد کهنسال
درخت می کارم
که نوشته اند ماهیِ آزاد
در حاشیه حمید امینی
¥
چه اصراری ست به گفتن هر حاشیه ی امن یا بهتر بگویم در امنیت قرار دادن هر گفتمان
احاطه به دست آورد من که دست هایم را دراز می کنم دست های کاملن دراز چیزی در دست رس نیست
چشم انداز نجات نمی دهد توی چشم می زند فقط ضربه به گوشه ها و کناره ها
پندار یک حقیقتِ انشعابی به ما دریافتی منشعب می بخشاید شاید من اشتباه می کنم هر کسی اشتباه می کند تواناییِ اشتباه کردن، به ورطه ی امکان می انجامد شاید من اشتباه کرده باشم من الهام ملک پور هستم چه انشعابی می تواند بارز شود؟ چه اشتباهی می توانم کرده باشم؟ اشتباه کردن، امکانِ من است امکان، کوششی ست برای آفرینش حقیقت، نمودی از آفرینش است و یا شاید بازنموده ای از آفرینشِ حقیقت است
همه چیز به همه چیز ربط دارد همه چیز در حال دخول به همه چیز است این کلمه ها در حال جدا شدن و مجتمع شدن هستند چون این امکان در آن ها مستتر است تاکید باید کرد که امکان ما جمله های خودمان را می نویسیم جهانِ من تعریف می شود اشتباه می کنم ولی همه چیز آن چیزی نیست که من توانا به آن هستم اگر چه می تواند باشد چون همه چیز را هم شاید بشود اشتباه کرد تمکین حقیقت، در گفتمانِ امن
قاعده ها به گوشه ها پناه می برند خواهش می کنم به من لبخند نزنید خواهش می کنم حواشی تان را آوار نکنید روی گوشه ها
من به دروغ های خودم مشغول ام دروغ می گویم اشتباه می کنم و این امکان من است اصلن مُصر به فرورَوی نیستم این توانایی ِ من در جهتِ بهبودی ست
تداوم پیدا کنید در حاشیه های این متن
30 مهرماه 1385
الهام ملک پور
سه روایت از بسته های نامتعارف در جهان باستانی سامورایی
گفتاری با نارسیس نگین تاج
¥
روایت نخست:
دوست دارم درباره ی این کارها توی این وبلاگ بنویسم وقتی سطرهایی از این دست می خوانم:
« انگار نمی خواهد باشد»
یا این سطر:
« کوچه هایی ساختم»
یا:
« دافعه را تمرین می کنند!»
و این:
« فرودها را می خندانیم»
یا این:
« می چرخم / تو نچرخ / حک شمارش معکوس / بر میله های آویزان مغز»
فکر می کنم دیگر بس باشد. آوردن سطرهایی که خشونت زیستی ذهن نویسنده را به من نشان می دهند؛ با ذکر به جای این مطلب که خشونت در نزد من یکی از اصیل ترین و مورد اعتمادترین واکنش های رفتاری است. اما خشونت کلمه ی ناکارآمدی ست. بهتر است خودمان به تعریف جایگاه حس ِ . . . . حس ِ (مثلن X ) بپردازیم.
نارسیس با هر کلمه خشت می زند با این توضیح که این بدین معنی نیست که او کار را به طور حتم عالی انجام می دهد. نه. ابدن این طور نیست. من تنها و تنها سعی می کنم چیزی را بگویم که به نظر من خصوصیت بدوی و متمایز کار او می تواند باشد. خصایصی که به ما کمک می کنند هم چونان زیست زبانی متخلخل و سیال یک نفر را به پیش ببریم. آن یک نفر کسی ست که ما نقش او را بر عهده گرفته ایم. و فقط این نقش را برعهده گرفته ایم. چون به ما می آید. در تن مان اندازه می خورد و هر نویسنده آن را (آن وجود متخلخل را) با داده های بیرونی ِهمگن نشان می دهد (سعی می کند چونین کند).
سفر یک سال کوچک تر شد
یک سال علی ست این زیر
" از کف و پلک هایتان بسته است "
درون اتاق نشوید
به وسوسه ای
نقطه ای که پختش
چون عروسکی خام دستانه
از گردن آویز بهار
منحنی باشی
دلقک وار «سنگپاره ای»
یک نقطه در خلیج
در مجلسی با طاعون
همواره به زمین : نشان کردی
امیر قاضی پور
امیر قاضی پور و شعری که خراش می دهد
¥
امیر قاضی پور و شعری که خراش می دهد. واژه ها روی هم تاب می خورند. واژه ها سرشان را به معنا می کوبند. هی! یکی پیدایش شود. یکی این سر را به جای خودش برگرداند. واژه ها برای خودشان هشدارند. این همه به این معنی نیست که من این کار را در لیست بهترین های امیر قرار داده ام. ولی این معنی را می تواند داشته باشد که من را به راستی آزار داده است. کلمه ها. کلمه ها.