تبليغاتX
استیلا

استیلا

گفتگوی شعری

تو کار خودت را بکن / صدا از آن کسی ست که برمی خیزد/ مواظب خودت باش/ و دیگری دست کسی ست/او فشنگ دارد و/این سطرها جز انهدام/برای نگفتن/برای سپیدارهای دو سوی رود/تن های عریان جنسیت را مدفون می کنند/میزان/سه تراز و/ و یک حبه قند/

یک نجیب زاده در یک عصر بهاری در سده ی هفدهم میلاد مسیح در اتاقی با سقف بلند و میزی که از چوب بلوط است و او هیچ بلوطی را در اتاق نمی کارد

فضا برای بوی بلوط آماده است/چوب های زیبای بلوط/و میوه های/ سنجاب های شعر من واژه ها را بلوط می خواهند/ این نام از آن کسی ست/ سفر نمی شود رفت/ و خواب عجب چیز هوس ناکی ست در عصرهای بهاری/ من عصرها نمی خوابم/ مائده مهیا است/ بلوط ها/ و توازی هستی بخش عملیات استشهادی با سطرهای نجیب زاده اهل ولز

 

 

نمی دانم چرا این سطرها را نوشتم. ولی وقتی به آرامی این سطرها را پشت میز کارم خواندم. سطرهایی آرام را روی کاغذ نوشتم. شاید این سطرها کاری به شعر امیر قاضی پور نداشته باشند ولی فکر می کنم پیشنهاداتی را در خود دارند. این یک نقد نیست. یک گفتگو هم نیست. ولی تمام چیزی است که الان می توانم بگویم.

چند وقتی است شیوه ای از نگریستن فکرم را مشغول کرده است محو ایستگاهی برای چشم اندازی.

 

چيزي ننوشته ام
آن قدركه برسم دفنم مي كني؟

زبان مادري مي گويد خودش را خراب كرده
ديده اي سرازيرلوس بازي در بياورم
بميرم    اصلن نمي شود گفت تمام نقطه هايي كه از ترس مي رسد
آن قدرمهم بوده
به موهايت تكرارمي كند
اين بي جنسيت موها
: " صداي قوها گردن_ وقتي نمي بينمت "
                                       
 امير قاضي پور
                                       سوم فروردين ۸۵

+ نوشته شده در  شانزدهم فروردین 1385ساعت   توسط استیلا  |