سفر یک سال کوچک تر شد
یک سال علی ست این زیر
" از کف و پلک هایتان بسته است "
درون اتاق نشوید
به وسوسه ای
نقطه ای که پختش
چون عروسکی خام دستانه
از گردن آویز بهار
منحنی باشی
دلقک وار «سنگپاره ای»
یک نقطه در خلیج
در مجلسی با طاعون
همواره به زمین : نشان کردی
امیر قاضی پور
امیر قاضی پور و شعری که خراش می دهد
¥
امیر قاضی پور و شعری که خراش می دهد. واژه ها روی هم تاب می خورند. واژه ها سرشان را به معنا می کوبند. هی! یکی پیدایش شود. یکی این سر را به جای خودش برگرداند. واژه ها برای خودشان هشدارند. این همه به این معنی نیست که من این کار را در لیست بهترین های امیر قرار داده ام. ولی این معنی را می تواند داشته باشد که من را به راستی آزار داده است. کلمه ها. کلمه ها.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط استیلا
|
